|
همه چی آرومه!
|
|
|
امروز دیدمش...یکی از بهترین معلمام یکی از بهترین دوستام...یکی از بهترین آدمای روی این زمین...یه کسی که با دیدنش فقط به دوس داشتنش فک میکنم...یکی با دیدنش اشکایی که داشتن میریختن خشک شدن...امروز فهمیدم...دوس داشتن ینی همین...دوس داشتن حتما جنس مخالف نمیخواد...دوس داشتن اصن جنس نمیخواد...دوس داشتن فقط یه چیزی می خواد یا یه کسی و میخواد که با نگاه کردن بهش فقط و فقط دوس داشتن و ببینی...فقط و فقط بتونی 1 دقیقه به این فک کنی که تو اونو داری...به اینکه فک کنی اون هس واسه اینکه من دوسش دارم...دوس داشتن و اشتبا گرفتیم...دوس داشتن و به گند کشیدیم...دوس داشتن یعنی حسه من...حسه من به یه آدم بی نهایت مهربون...شاید اینجا لازم باشه بچه گونه حرف بزنم...دوس داشتن یعنی اینکه من یه فرشته ی مهربون دارم... هنوزم با فکرت نفس می کشم...!
خدايا دلم گرفته.ميشه اجازه بدي بارون بياد؟
سلووووووووووم
یک عدد دختر امتحان نهایی بده میباشیم...یک عدد دختر دلشکسته هم می باشیم...یک عدد دختر خسته هم می باشیم...یک عدد دختر سرخوشم میباشیم...یک عدد دختر امیدوار و یک عدد دختر ناامید هم باشیم...کلا یک عدد دختر می باشیم با همه ی اینا! چند عدد امتحان نهایی دادیم... اوه اوه پشت صحنه هاش زیاده... از همه بیشتر زمین پشت صحنه داشت! بعد قبل از امتحان تو سالن بودیم میخواستن برگه ها رو پخش کنن! بعد من داشتم فکر می کردم به فصل ۹ که دوره نکرده بودم!من:بادکند؟!چی میشد؟(یادم نیومد).خب بادساب؟یاردانگ؟تلماسه؟تو صفه ی آخر دوتا چیز بود اه اصن اسمشم یادم نیس! ایشاالله از ۱۷ کمتر نشم! زبان آخ آخ اینقد اینا جاخالین...یعنی یه چیزی میگم بشونا...تو یکی از سوالا این بود که مثلا یه عده دانش آموز و معلم میشینن بحث می کنن اما خب به جواب درست نمیرسن...بعد سوال درست غلطی داده بودن نوشته بود که دانش آموزان و معلمان برای رسیدن به جواب درست بحث می کردن...خب این میشه درست دیگه! ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ خب از امتحانا بیایم بیرون... نمردیم و فهمدیدم معنی بودن و معنی دوست داشتنو معنی... بابا خفه! خستم یه جورایی از خودم از بعضی کارایی که بقیه میکنن و من مجبورم به روم نیارم...از بعضی چیزایی که نمیتونم بگم فقط میتونم تو تنهاییم بهشون فکر کنم و گریه کنم...خیلی جالبه که تا میان تو فکرم اشکام میریزه...میگن این حالت فقط در یه صورت رخ میده اونم این که آدم دلش شکسته باشه! بعضی موقعا که با دوستام میحرفم تهش مثلا اگه از ناراحتی گفته باشم بازم میخندم! نمیدونم دوستم میگه عجیب بودی عجیب تر شدی... باشد که این اندوه و دلتنگی آدممان کند. باشد که بمانیم و بخندیم و بخندانیم و باشد که رستگار شویم... آخخخخخخخخخخ وبلاگم عاشقتم! میدونی چقد عذابه...؟! ارادتمند و اینا...
داشتم تو لپ تاب دنبال یه چیزی میگشتم یهو یه فیلمی رو دیدم که خیلی دوسش داشتم.یه سریال کره ای اسمش روزگار شاهزادس.
یه خاطراتی زنده شد! من این حسا رو دوس دارم! حس زنده شدن خاطرات! حتی اگه خاطره از یه فیلم باشه!
+
تاريخ شنبه سیزدهم فروردین 1390ساعت 20:23 نويسنده one girl
یادمه حرف تهه دنیا رو اینجا زده بودم! من قبلانا فک کرده بودم بهش به اینکه کجا تهه دنیای منه! به اینکه اصن باید چه جوری باشه؟! باید یه جایی باشه یه نفره؟! نمیدونم کلا به همه چیزش!
ولی ایندفه دیگه پیداش کردممممم.یه تهه دنیای دوس داشتنییییییییییییییییی!
+
تاريخ جمعه دوازدهم فروردین 1390ساعت 23:25 نويسنده one girl
|
|